عشق بی پایان

تنهایی ام را هیچ کس باور نخواهد داشت 

رفتی مجازاتت ولی کیفر نخواهد داشت 

 

ماندم چگونه از همان روزی که تو رفتی 

زیبایی پاییز را آذر نخواهد داشت 

 

کوکب درون آسمان خاموش می‌ماند 

افلاک در هفت آسمان اختر نخواهد داشت 

 

تاریخ میمیرد میان اشک های من 

آینده در بهت غمم سنگر نخواهد داشت 

 

دنیا غمش را با دلم تقسیم خواهد کرد 

دنیا بدون تو دگر مادر نخواهد داشت 

 

آنقدر می‌سوزم درون خود که غیر از من 

حتی جهنم شعبه ای دیگر نخواهد داشت 

 

این چهره ی دلگیر من هم در نبود تو 

در کل تهران وجهه ای بهتر نخواهد داشت 

 

شاید ندانی رفتنی هستی ولی بی شک 

این عشق بی پایان من آخر نخواهد داشت 

 

 

 

 

 

مسعود نامداری

/ 0 نظر / 17 بازدید