نه ستاره می شمارم،نه گوسفند

اگر خواستی بیا

روزها را از تو نگرفته اند

شبها نیز منتظرند .

با وجود خستگی ،

چشمهایم را ،

به مهتاب می دوزم

صادقانه ....

دلم آگاه است نخواهی آمد

ولی بی تابی اشکهایم

تنگ بلوری گونه هایم را

می شوید ...

هنوز لبهایم

از آوازی که همیشه

بر لبهایت جاری بود

باز نایستاده ...

و کفشهایم ،

دیرزمانی است در انتظار دیدار قدمهایت....

به ملاقات شب می روم

و سکوت را

بر شیشه ی نقره ای ماه

نقش می سازم ....

چقدر ساکت است

دلم می خواهد ایستاده بخوابم ،

کنار پنجره ی امید

روبروی درخت کهنسال آرزو .

نه ستاره می شمارم ، نه گوسفند

فقط می خواهم

در کنج ویرانه ی یک تنهایی

با چشمانی باز

به سوی جاده ی انتظار بخوابم ....

نه ستاره می شمارم ، نه گوسفند

با آواز تنهایی ات

مرا خواب کن .....!

"فرناز شیفته اقدم"

/ 1633 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كسما

اینک نگاه کن خطوط فاصله را..........! چیزی میان خوف و ترس!!!! تردید پرسه می زند بغضی به انتظار وذهنی مرطوب در انعکاس تکرار خیال تقدیر تو رفتن نبود..

مهدی تنها

صورت غمگین شهر آرزوها را میپراند، شهر خاکستری بوی احساس نمیدهد و تنها خاموشی در آن حس میشود، مردم در این شهر به جای پشت هم بودن در مقابل هم هستند، نفس نکش که هوای اینجا مسمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم است . . . . . . چقدر این شهر دلیگر است خدایا!!!

نابخشوده

سلام ساغر جان اعصاب چیزیه که همه ندارند اما شما باید داشته باشید توقع چیزیه که همه دارند اما شما نباید داشته باشید. ممنونم از نظر زیبایی که گذاشتید. این پسونها و پیشوندها گاهی خیلی آزار دهنده است ایکاش ...... ایکاش نبود.

منتظر۹

سلام خدايا تويي مالك يوم الدين. خداوندا به فرياد دلم رس كس بي كس تويي ما مانده بي كس[گل]

نازنین

کار ِهر روزش شُـده بـود ... گذاشتنــِـ پـا روی دلـــِـ من . . . به گمــانم خیـال کـرد که ... قالــی کاشـان است این دلــِــ صـاحب مـُرده !!!

نازنین

یادته بی معرفت......... میخواستی بشی سنگ صبورم..... تو شدی " سنگ " و من هنوزم که هنوزه " صبورم " !!!

نازنین

همیشه ماندن دلیل دوس داشتن نیست گاهی باید رفت تا ثابت کنی عاشق تری...

نازنین

غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت ... خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم ....!

نازنین

کهـربــای چـشمـانتــ نگیـن کـدامـ انگـشتـر شـد کـه بـه دستــانــ مـنــ گـشـاد بــود؟

نازنین

درستش " تقصیر" است؛ حال تو هی بگو " تقدیر" تا شاید آرام شوی