آوازی برای یک آدم آهنی

میشود با یک رباط هم 

جوری زندگی کرد که صبح ها 

بلند شود برود 

نان تازه بگیرد ... 

و به 

شکلی دوست داشت 

که خودش هم 

مزه ی آهن زنگ زده ی دهانش را 

فراموش کند . 

در لحظه های خالی شدن شارژ 

مردد بماند 

که به تو نگاه کند 

یا پریز . 

یک بار یکی 

یک لحظه قبل از خاموشی 

و درست یک لحظه قبل از خاموشی ابدی 

بریده بریده به من گفت : 

ع 

ز 

ی 

ز 

م 

م 

م 

تو تاحالا محبوب یک مشت پیچ و مهره بوده ای ؟ 

پس نمی فهمی 

نمی فهمی 

چگونه می‌شود برای یک آدم آهنی 

آوازهای عاشقانه ی آذری خواند.  

 

 

 

 

 

رؤیا شاه حسین زاده 

/ 0 نظر / 60 بازدید