شهامت

عشق تو شهامت می‌خواهد 

مثل راه رفتن یک سرباز 

در میدان پر از مین 

مثل سر دادن سرود آزادی 

در پای جوخه ی اعدام 

مثل در آغوش کشیدن مرگ 

با یک جلیقه ی انتحاری 

مثل از خاک و خون بلند شدن 

بعد از یک ترور نافرجام 

و من 

زنجیر به دست و پایی بیشتر نیستم 

با ترکش های بی نهایت در قلبم 

با شلاق های بی شمار در کمرم 

پناه گرفته در چهارضلعی امنی 

که همین اتاق کوچک توست 

 

 

 

 

 

فرنگیس شنتیا 


/ 0 نظر / 100 بازدید