مثل روز

فتیله ی چراغ را

پایین میکشم

تا برق چشم های تو

شبم را روشن کند

و سرانگشت هایم

طرح لبخند مهربان تو را

حس کنند

خاموش کن اصلا

چراغ را

که شب کنار تو

مثل روز روشن است .

لیلا عباسعلی زاده

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسانه

حوایی!!! خـ ـوش بـ ـه حالـ ـت آدم ... خـ ـودت بـ ـودی و حوایـ ـت ... اگـ ـرنه حـ ـوای تـ ـو هـ ـم ... هــوایـ ـی مـ ـیشـ ـد ... و خــوش بـ ـه حالـ ت حـ ـوا! تـنها حــوای زمـ ین تــو بـ ـودی... وگرنه آدم هـ ـوای حـ ـواهایی دیـ ـگر داشت![گل]

افسانه

[گل]خدايــــــــــــــــــا ... به فيل من آلزايمر عنايت فرما... تا ديگر ياد "هندوستان" نکند!

افسانه

اگر شب هنگام کسى را در حال گناه دیدى فردا به چشم گناهکار به او نگاه مکن؛ شاید، سحر توبه کرده باشد. (امام على (ع))[گل]

افسانه

بــرخی آدمها به یــک دلیل از مــسیر زنــدگی مــا می گــذرند : بـه مــا درسهایی بــیامــوزند کــه اگــر می مــاندند هــرگز یــاد نــمی گــرفتیم [گل]

افسانه

به نام خدایی که دغدغه “از دست دادنش” را ندارم[چشمک]

افسانه

ایشالله هر کجا هستین دلتو شاد باشه گام [مغرور]

ساقی

تا کی به خلاف دل خود کار کنــم عاشق شوم و همیشه انکار کنم اینبار به جای نـــان و خـــرما بگذار با بوسه ی شیــرین تو افطــار کنم...[گل] ماه رمضان مبارک التماس دعا[گل]

ساقی

[گل].. .. ..