تـو

از آسمان ابرے ام تقدیر مے بارد

یعنے - دل من سرنوشت مبهمے دارد
 

دستم - که عمرے بے طرف بود - از تو ،بعد از این

دگر نمے خواهد که آسان دست بردارد
 

مانند من - در رفتن و ماندن - دو دل هستے

آرے،تو هم ، بے من دلت طاقت نمے آرد
 

من کوچه تنهایم ، اما در سکوت من 

تنها تو هستے آنکه باید گام بگذارد
 

چشمان این کوچه ،همه شب کهکشان ها را

پیش خودش ، راه عبور تو مے انگارد
 

این کوچه - گرچه کوچه اے بن بست و بے عابر -

مے خواهد اما ، خویش را در دست تو بسپارد : 

 

تا بلکه لحظه احظه ے اندوه خود را نیز

با انعکاس گام هر گام تو بشمارد

"سهیل محمودی"

 

/ 2030 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
DC

از دورترين نقطه ي عشق ، دل به پرگار خدا مي بندم شايد به تو رسيدن در يک شعاع زياد هم محال نباشد . . . [گل]

DC

.مي آيي عاشق ميکني ، محو ميشوي تا فراموشت کنم ، دوباره مي آيي تازه ميکني خاطرات را ، محو ميشوي ، به راستي که سراب از تو با ثبات تر است . . . [گل]

DC

گاهي دلم براي چوپان دروغگو خيلي مي سوزد بيچاره ? بار بيشتر دروغ نگفت انگشت نما شد ولي ما هنوز صادق ترينيم . . . [گل]

DC

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام ساغر جون جونی جون.[پلک] خوبی عزیزم؟؟؟[بغل] . . . . . . . . . . . . . . [ماچ]

نابخشوده

متن تصنیف سپیده، از آقای امیر هوشنگ ابتهاج ایـران، ای سـرای امـیـد؛ بـر بـامـت سـپیده دمید بنگر کزین ره پر خون؛ خورشیدی خجسته رسید اگر چه دلها پر خون است؛ شکوه شادی افزون است سـپـیـده ی مــا گـلـگـون اسـت وای گــلــگــون است که دست دشمن در خون است ای ایران غمت مرساد؛ جاویدان شکوه تو باد راه ما، راه حق، راه بهروزی است اتـحـاد، اتـحـاد، رمـز پیروزی است صلح و آزادی، جاودانه در همه جهان، خوش باد، یادگار خون عاشقان ای بهار، ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باش

رویا (کارت پستال درخواستی تو)

دلم تنگ است ای باران بباران بر تن مر مر نشانم اشک شوق جاریت را خیس خیسم کن چکیدن را گواهی بر نفس های نفیسم کن دلم تنگ است ای باران دلم تنگ است

نیلوفر

سلام. وبلاگ قشنگ وپر شوری دارید .من از دیدن وخواندن این همه شعر به وجد امدم .کلامت گرم و قلمت پایدار باد.دلم میخواهد لینگ من باشید اجازه دارم؟

ساقی

<عشق> ابری است که می گرید رودخانه ای است که از میان جنگل های انبوه می خروشد. چشمه ای است که در بیابان خشک و بی اب و علف جاری میشود. <سکوتی> است که از کنار صخره ها همراه با ابی زلال و گوارا عطش ها را فرو می نشاند. <نسیمی> است دلنواز که در یک صبح بهاری دل ها را می نوازد. عشق زمزمه ابهام بر انگیزی است که با ترنم مرغان هوا به همگان می گوید: عشق هدیه بزرگ خداوند است به انسان هایی که ان را عمیقا می فهمند! [گل]ساقی=شراب دهنده[گل]

؟؟؟

عالیـــ . . . دلنشین بود ممنون ساغر جان