هستی و هست خوشبختی

هستی و هست خوشبختی 

صدایم میزنی 

صدای باران می آید 

قدم به قدم 

گل های قالی برایت راه باز می‌کنند 

و سطر به سطر ، این شعر به سمت لبهام حمله می‌کند 

آنقدر پر است از تو 

آنقدر بوسه میخواهی 

هستی و هست خوشبختی 

سرم به سمت زانوهات می دود 

رویایم به طرف انگشتانت 

و پیراهنم به سمت تنت 

هستی و هست عشق 

هست عشق ! 

هست عشق ! 

 

 

 

 

 

حامد نیازی

/ 0 نظر / 21 بازدید