جای خالی

این زن همان زن است 

که با دو فنجان چای 

یک سبد سیب های دست نخورده 

خنده تعارفت میکرد 

همان زن 

که حالا ساعتی از کار افتاده است 

و عقربه های شعرهایش 

به پای مرد دیگری نمیچرخد 

بگو جای خالی ات را در کدام گوشه بگیرم 

که خانه نبودنت را باور کند 

هر چه به در میگویم 

دهانت را ببند 

چه حرف ها که به تو نمیزند 

این چراغ های مشکوک 

چرا مرا متهم میکنند 

در خانه ای روشن دروغ میگویم 

انگار تو همیشه در این خانه ای 

و مجبورم 

به اندازه ی یک عمر وانمود کنم 

آه من بسیار خوشبختم ! 

 

 

 

 

 

 

منیره حسینی 

/ 0 نظر / 19 بازدید