محرم

حتی خدا در اول والفجر و مریمش ،

سوگند خورده ست به ماه محرمش ،


شب های قدر محترم و با فضیلت اند ،

اما نمی رسند به شب های ماتمش ،


امروز نه،غروب همان سال شصت و یک ،

ما را گره زدند به نخ های پرچمش ،


این دستمال گریه پر از نور میشود ،

وقتی به دست روضه خورشید میدمش ،


چشمی که در بهشت تو گریان نمی شود ،

باید حواله داد به دست جهنمش ،


جانم فدای محتشم و خانواده اش ،

با این چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش






علی اکبر لطیفیان





/ 3 نظر / 75 بازدید
khiyalvareh

ديدم به چشم خويش كه خداوندگار ..... خون گريه كرد به سر از تن جداي پُر دَمش

ketab-khori

سلام كتاب جديدش توي بازار هست