او

 من به دستان کسی محتاجم!

و نگاهم هر روز،

همه را می گردد

دیگر از پشت سرم هم انگار،

چشم هایی زده از کاسه برون،

که به هر عابر و هر رهگذری خیره شود،

که مبادا گذرد،

آنکه یک روز دلم را دزدید

خنده هایم را چید

گریه هایم را دید

و سکوتش هربار،

زیر خاکستری از وهم و جنون،

ذهن و اندیشه و افکار مرا ویران کرد

کاش یکبار به فریاد و غضب می غرید

کاش یکبار به من می فهماند،

ریشه عشق پر از حادثه را می خشکاند

کاش در این همه ابهام و سوال،

فکر بیمار مرا پاسخ بود

کاش..

.

.

ای وای که دیگر دیر است

دستهایم همه در خواهش و دیگر خسته اند

چشمهایم همه بیدار و ولیکن بسته اند

آه این خاطره را باید کشت

ولی افسوس هزاران فردا

باز می آید و این قصه به تکرار

هنوز..

من به دستان کسی محتاجم!

و نگاهم هر روز همه را می گردد!

"مرجان صدیق"

/ 660 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبرز

من مورچه ای را مسخره میکردم که عاشق یه تفاله چایی بود ولی فراموش کرده بودم که خودم مدتی هر چند کوتاه عاشق یه تیکه آشغال بودم که فکر میکردم آدمه

فریبرز

نشستم روبروی تو، نگاهم ســـخت دلداده س آخه کی باورش میشه، عبادت انقدَر ساده س ...نشستم روبروی تو، که جمعِ درد و تسکینی منو با اینکه بالایی، از اون بالا نمی بینی تموم عمر با من باش، من انقدر از خودم خسته م که پای هر عذابی که، بدونم با توئه هستم تو رو راحت پرستیدم، فقط با یک نظر دیدن نمی دونی چقد سخته، تو رو راحت پرستیدن به دریا دل زدم شاید، بتونم در تو دریا شم همه دنیا رو بخشیدم، که قدِ بخششت باشم

حمید

سلام[گل] اميدوارم افتادن هر برگ از درختان..... يه غم از دلت كم كنه[خجالت][خجالت] تولد پاييز مبارك[چشمک][چشمک] در پناه مهربون عالم[بدرود]

♪♫...ریحانه...♪♫

سلام ساغر جان خوبی؟ بابا این سلیقه تو منو کشته خداییش خیلی خوش سلیقه ای سلیقت تکه خیلی قشنگ شده وبت عزیزم مرسی بخاطر تبریکت خیلی خوشحال شدم عزیزم[قلب]

(a & b)

سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

حامد

سلام خیلی نازه تبریک. گاهی اوقات سکوت از فریادم صداش بیشتره! [گل]

مستانه های باد در پاییز(عباس عابد) 1

سلام چه دنیای زیبایی شده این دنیای مجازی!. اگر من وشما در خیابان حتی احوالپرسی کنیم ، چشمهای زیادی ما را خواهد پایید !. اگر من در خیابان کاغذی بدست شما بدهم که آدرسی درون آن نوشته باشد، ذهنهای زیادی منحرف خواهد شد!. اگر روسری شما عقب رفته باشد ومن از روی حسن نیت بگویم چند تار موی شما بیرون است عده ای فکر خواهند کرد .... اما در این دنیای مجازی ، دلمان برای هم تنگ میشود، وقتی پشت دستگاه می نشینیم بازدن چند دکمه نام شما را جستجو میکنیم ! اگر نباشید دلمان میگیرد!. بهترین وزیباترین کلامها را برای شما می نویسیم ، عاشقانه میگوییم ومی سراییم برای شما ! بدون هراس ، وشما چه مشتاقانه می هوانید ویقین دارم لبخند [لبخند] بر لبهایتان شکوفه میکند !.[گل][بغل][فرشته]

مستانه های باد در پاییز 2

منهم همینطور....!. اسمم را مینویسم ، حتی نام فامیل ، فکر هم نمیکنم اقوام وخویشان می بینند وبرایم حرف در می آورند!. حتی فکر هم نمی کنم که بگویند این آقا نویسنده است وچه چیزها می نویسد!. کاش می توانستیم در زندگی عادی هم همینطور باشیم ، یقین دارم زندگی ما پاکتر وصمیمی تر از این که هست میشد . تا روزی که دوست هستیم قبل از آنکه دشمن هم شویم آنچه که دلت می خواهد برایم بنویس.