ورق نزن وجودم را

ورق نزن وجودم را

تک به تک سلول هایم را بخوان

آنچنان که احساس کنی معنای سلول هایم را

رگ های تن من تشنه محبت اند

نوازش کن خون قرمز وجودم را

مدت هاست که حس درونم منجمد است

بزن بشکن سکوت تلخ نیمه های شبم را

ورق نزن وجودم را

مثل غریبه ای که کاروان گم کرده

من خود سرزمین کشف نشده ام

غبار گرفته وجودم ، پاکم کن-پاکم کن

/ 5 نظر / 13 بازدید
بهرام

واقعا زیبا بود ... من تباه کردم همه آرزوهایم را با تو حتی فراموش میکنم رویاهایم را http://mano-.persianblog.ir/

MELINA

salam khubi ???????? shoma nemikhay ye sari be man bezani ??? khoshhal misham biyay montazeret hastam

ایلیا

خودم را با تو طناب پیچ می کنم, و دهانم را با داغیه لبهایت می بندم ... ... عاشقانه ترین گروگان گیری تاریخ را به نام ما ثبت خواهند کرد

مهدی

سلام ساغر جان خوبی آبجی عزیزم؟ زیارت قبول [گل] ساغر من بی معرفت ، تو چرا سر نمیزنی؟ [گل] شاد و موفق باشی [گل] تعجیل فرج آقامون صلوات [گل]