گناهت را نمی بخشم

تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی

با او آهسته می‌رفتی سرا پا مـحو او بودی

صدایت کردم و بر من چو بیگانه نگه کردی

شکستی عهد دیرین را،گنه کردی گنه کردی

گناهت را نـمی‌بـخشم،گناهت را نـمی‌بـخشم

چه شبها را که من تنها به یاد تو سحر کردم

چه عمری را که بیهوده به پای تو هدر کردم

تو عمرم را تبه کردی ،گنه کردی گنه کردی

هـمین بود آن وفایی را که می‌گفتی

همین بود آن صفایی را که می‌گفتی

تو که خود اینچنین بودی،

چرا روزم سیه کردی؟

گنه کردی گنه کردی،گناهت را نمی‌بخشم

/ 0 نظر / 3 بازدید