در هوای من نفس نکش ...

در هوای من نفس نکش.

شاید که ریه های حساست

اندکی از این بی قراری ها , انتظار ها , تردیدها و

پشیمانی هایم را استشمام کند.

و بفهمی که با نبودنت

با رفتنت

و دریغ کردن دستهای مردانه ات از دستهای سرد من

مرا مالامال بی قراری کردی.

پر از انتظار و پشیمانی و بطالت.

و امروز دیگر شبیه آن دختری که می شناختی نیستم.

در هوای من نفس نکش.

که میفهمی با من چه کرده ای.

و دیگر نمی توانی خودت را ببخشی.

در هوای من نفس نکش...

/ 0 نظر / 3 بازدید