حال عاشقانه

تو از ابتدا شعر بوده ای ، 

مثل او که از ابتدا خدا بود 

یا من که عاشق تو !

تو از ابتدا دیدنی بوده ای ،

 مثل او که تمام دنیا را به هوای دیدنت پنجره کاشت ! 

یا من که پشت پنجره ها باریدم ، 

تو از ابتدا بوییدنی بوده ای ، 

مثل او که در باغچه به تو حسادت کرد ، 

یا من که تو را در گلدان دل جای دادم ! 

تو از ابتدا شنیدنی بوده ای ، 

مثل او که به هوای تو موج زد ، 

یا من که غرق شدم ! 

تو از ابتدا چشیدنی بوده ای ، 

مثل او که از تو مستی را یاد گرفت ، 

یا من که هوشیاری را از یاد بردم ! 

تو از ابتدا لمس کردنی بوده ای ، 

مثل او که من و تو را در دل این داستان نشاند ،

یا من که دست خدا را در آستین تو گرفتم ! 

تو از ابتدا تمام حواس پنچ گانه ی من بوده ای ، 

مثل خدا که همین حالا به من لبخند زد ، 

یا من که بلند گفتم ... 

دوستت دارم ! 

 

 

 

 

 

حامد نیازی 





/ 1 نظر / 118 بازدید