این حاله منه بی توست

قلبت که می زند سر من درد می کند

این روزهـا سـراسـر من درد می کند

قلبت که ... نیمه چپ من تیر می کشد

تب کرده،نیم دیگر من درد می کند

تـحریک می کند عقب چشم هام را

چشمی که در برابر من درد می کند

شاید تو وصله تن من نیستی،چه قدر

جـای تو روی پیکر مـن درد می کند

هی سعی می کنم که ترا کیمیا کنم

هی دستهای مس گر من درد می کند

دیر است پس چرا تو متولد نمی شوی؟

شعـر تو روی دفتـر مـن درد می کند

/ 0 نظر / 3 بازدید