انتظار

همه ایستاده بودند ،

حتی یکی نمیتوانست بنشیند ،

انتظار است دیگر،

لعنتی مثل بی خوابی،

دلت میخواهد بنشینی

خسته ای اما نمیتوانی...

دلت میخواهد آب بخوری

اما جا نداری...

دلت میخواهد بایستی

ولی مگر میشود همه اش ایستاد...

و اگر بخواهی قدم بزنی

کجا بروی؟!




عباس معروفی





/ 2 نظر / 112 بازدید
damibakhod

انتظار و انتظار و بازهم انتظار