عمر ناقابل

ناسپاسی اگر نبود 

این عمر ناقابل را 

برمیداشتم میبردم دم خانه ی خدا 

پس میدادم به او و میگفتم 

تصدقت شوم 

این عمر حقیر که به یک دل سیر شنیدن صدایش هم نمی رسد 

چه برسد به دوست داشتنتش...!




حسنا میرصنم




/ 1 نظر / 152 بازدید