صفحه اول تماس با ما RSS                    
  
Saghar شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٠ نظرات ()

 احساس سردی از تو دارم

گاهی هستی

گاهی نه

به چه دل خوش کنم؟

به حضور بی حضورت؟

من ویرانه ام تو ویرانترم نکن !

دل نوشته هایم آخرین برگ شانس من است !

این را از من نگیر!

در خیالم فکر تو

تنها حضورت نزد من است

این را از من نگیر!

گر سخن از مرگ در ره تو باشد آماده ترینم !

به افتخار تو فریاد می کشم ایها الناس عاشق ترینم!

هر گاه به تو رسم تبسم بر لب می زنم!

تا نبینی که پریشانم ناراحتم یا که غریب الغریبانم

از تنهایی هایم شکستم به صد تکه

تیتر سرنوشتم تنهایی ست تو تنهاترم نکن !

آرمانم دیدنت

آرزویم وصالت

گر وقتی برای دل تکه تکه ام داری

به آه آه برسم!

ببین چه فروتن چه خاشعانه

در قلب نازک تو می زنم !

جوابم ده که ز تنهایی رو به موتم !

هر جا نگرم تو را بینم

به سوی تو می آیم

با پای برهنه به شن زار های صحرای سوزان

با سینه خیز به روی برف یخ بسته

ولی صد حیف که سرابی بیش نیست

آن احساسی که ز سراپای تو جاریست!

صد آه که مال من نیست!

در ره عشق تو هر چیز داشتم دادم

خنده هایم  رندی هایم

و عکس هر چه خواستم گرفتم

تنهایی هایم غریبی گریه هایم

شمارش معکوس را آغاز می کنم

برای انفجار عشقت

روزی رسد که رقم آخر صفر شود

و آن روز است که فریاد زنم

بدون انکه باکی داشته باشم

* دوستت دارم*

"یوسف نگرایی"

وبلاگicon
وبلاگicon
وبلاگicon