صفحه اول تماس با ما RSS                    
  
Saghar دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩ نظرات ()

آره باید تموم میشد ولی دلتنگ دلتنگم

دارم با خاطرات تو با رویای تو میجنگم

یه آن چشمامو می بندم تو دستای منه دستات

نمیدونی چقد سخته فراموش کردن چشمات

میترسم طاقتم کم شه نتونم سر کنم بی تو

چقد سخته که دنیا رو باید باور کنم بی تو

بازم چشمامو میبندم صدای خنده های تو

هـمه جا غرق آرامش هـمه جا رد پای تو

دارم وسوسه میشم باز واسه دوباره دل بستن

ولی نه آخر قصه است نمونده راه برگشتن

میترسم طاقتم کم شه نتونم سر کنم بی تو

چقد سخته که دنیا رو باید باور کنم بی تو

بازم چشمامو میبندم صدای خنده های تو

همه جا غرق آرامش همه جا رد پای تو

به گوشت میرسه روزی که بعد از تو چی شد حالم

چه جوری گریه میکردم که از تو دست بردارم

نشد گریه کنم پیشت نخواستم بد شه رفتارم

نمیخواستم بفهمی تو که من طاقت نمیارم

دلم واسه خودم می سوخت برای قلب درگیرم

یه روز تو خنده هات گفتی تو می مونی و من میرم

سرم رو گرم می کردم که از یادم بره این غـــم

ولی بازم شبا تا صبح تو رو تو خواب می دیدم

نمیدونستی اینا رو چرا باید می فهمیدی

منو دیدی ولی یک بار ازم چیزی نپرسیدی

وبلاگicon
وبلاگicon
وبلاگicon