صفحه اول تماس با ما RSS                    
  
Saghar سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱ نظرات ()

نه …

همین که هستی کافی نیست!

نمی دانی این فقط بودنهایت چقدر آزارم می دهد!

گویی که معلق در میان ِ نبودن های کابوس وارت ایستاده ام.

همین که هستی کافی نیست!

من تو را لبریز از خودت می خواهم…

با تمام نفس بریده گی هایت وقتی که سنگینی نام ِ مرا صدا می زنی

وقتی که هجوم ِ نگاه غریبانه ات،

قلعه ی قلب ِ سنگی ام را بی هیچ مقاومتی تسخیر می کند.

نه! همین که هستی کافی نیست!

من تو را شبیه خودت می خواهم…

شبیه لحظه هایی که دلبرانه آغاگر ِ دلواژه های شبانه ام می شوی

وقتی که شعر هایم را به مهمانی چشمهایت دعوت می کنی

و من بی حواس از آبی چشمهایت؛ غرق در خیال ِ با تو بودن می شوم

..

همین که فقط هستی .............. کافی نیست

وبلاگicon
وبلاگicon
وبلاگicon