صفحه اول تماس با ما RSS                    
  

بیا قلب مرا دریا کن ای عشق

طناب از دست و پایم وا کن ای عشق

نه نامی بی تو دارم نه نشانی

مرا که گم شدم پیدا کن ای عشق

 

 

تو در آن سوی کارونی من این سو

تو آن سو سخت دلخونی من این سو

میان ما دو تا صدها جزیره ست

تو در آن سوی مجنونی من این سو

 


 

پر است از شاید و باید دل من

تو را از دور می پاید دل من

دو بچه گربه داری در نگاهت

که جیکش در نمی آید دل من

 


 

دم از آشفته حالی می زند عشق

و ساز بی خیالی می زند عشق

همین که تو بیایی در دل من

دوباره دار قالی میزند عشق

 


 

بیا این پرده پوشی را تو بردار

بساط کم فروشی را تو بردار

تو که در دسترس هستی همیشه

فقط یکبار گوشی را تو بردار

 


 

نباشی سهم قلبم خشکسالی ست

نگاهم غرق در آشفته حالی ست

تو که باشی کنار من عزیزم

تمام روزهایم پرتقالی ست

 


 

نشست اول دلم را جست و جو کرد

سپس از چشمهایم پرس و جو کرد

به دنبال ردی از نام تو عشق

تمام خواب من را جست و جو کرد

وبلاگicon