صفحه اول تماس با ما RSS                    
  

بیا منصف باشیم !

معامله ای عاشقانه

تو برایِ همیشه کنارم بمان

و من

تا به ابد به دورِ حضورت می گردم!

تو برایِ همیشه بارانی بپوش

من تا همیشه باران می شوم می بارم

به لحظه هایت

تو بغض کن

من اشک می شوم

تو بخند

من شوق می شوم

تو ببین

من از نگاهت

مست می شوم

بیا منصف باشیم !

تو برایم تب کن

من برایت می میرم

عادل دانتیسم

Saghar یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٦ نظرات ()

من

ملکه ی سرزمین آغوشت می شوم

هر بار که تو

سرم را به سینه ات می فشاری

و دستهایت را

حلقه می کنی به دور بازوانم؛

و بوسه هایت

سربازانی از جان گذشته اند

که نمی گذارند

یک وجب از سرزمینم را حتی

با کسی قسمت کنم...




کات مات نداریم

ناراحتی قهر کن ، بغلت کنم !

Saghar جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٦ نظرات ()

 

حال که همه مشغول شور و شوق انتخابات هستن

فقط بدان رأى رأى ملت نیست

رأى من تویى

رأى هر روز و هر هفته و هر سال من تُویى

اما میخواهم برای خودم بمانی

نمیخواهم نامت دست به دست در شهرم بچرخد

و فردا و فرداها سهم کوچکم از تو

با رای دادنم به تو گرفته شود .

بگذار در قلبم تا ابد دست نخورده بمانی

بدون کاغذ سفید بی احساس

و شناسنامه ای خط خورده

و قلمی دست ساز ..

رای من فقط تو برای من .

رضا وطن پور

Saghar جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٦ نظرات ()

تهران همیشه مسافر است

با چمدانی در دست

از این اتوبان

به آن اتوبان


____________


مثل کوه ایستاده ام 

مثل رود می روی


____________


چرا فکر  کردم این حرفها قلب تو را نرم می کند

مگر کوهها با وزش باد تکان می خورند؟
آرزو نوری
Saghar دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٦ نظرات ()

 

مثل باران بهاری که نمی گوید کی

بی خبر در بزن و

سر زده از راه برس ...!

 

 

از هم آغوشی دستان تو با دست حریصم

باز هم ولوله افتاد به شهری که حسودند

 

 

بی مهابا بغلم کن

وسط مردم شهر

به خدا عشق

به رسوا شدنش می ارزد ...

 

 

چنان وایسته ام کردی

که آخر هم نفهمیدم

تو در دام منی یا من

اسیر دام آغوشت ؟

 

 

چه کسی گفته که خواب ابدی فاجعه است

که در آغوش تو خوابیدن و مردن،عشق است !

آرش مهدی پور

وبلاگicon
وبلاگicon